أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

425

تجارب الأمم ( فارسى )

در اين سال راضى فرمانى صادر كرد كه بايستى نامه‌هاى مردم براى ابو حسين على پسر [ وزير ] محمد بن مقله ، كه در اين هنگام هجده ساله بود ، با لقب « وزير » نوشته شود ، و او به همهء كارها ، كوچك تا بزرگ سركشى كند ، اين دستور به همهء ديوان - داران [ 1 ] نيز داده شد ، او خلعتهاى وزيرى پوشيده بر يك « شهرى [ 2 ] » سوار شده ، سرداران سپاه ، خدمتگزاران و ديوانداران همراه او از دار السلطان سوار شدند . ابو على [ ابن مقلهء وزير ] نيز با طيار خود به خانه شد ، و پسرش خلعت پوشيده ، به نزد او رفت ، براى او جانمازى [ 3 ] در مجلس پدرش پهن كردند . مردم نيز همراه او به آن مجلس رفته به ابو على [ وزير پدر وزير ] شاد باش گفتند . ابو حسين به امر و نهى و امضا كردن پرداخت . * از آن پس پهن كردن جا نماز در مجلس پدر براى او مرسوم شد . پدرش نيز دستورى براى ديوانداران صادر نمود كه هيچ دستور او را نيز پياده نكنند ، مگر پس از عرضه كردن آن بر پسرش ابو حسين و گرفتن رأى و امضاى دستنوشت او . سواران پى در پى آشوب مىكردند . چارپايان مردم را از درگاه وزير مىربودند . نيز در اين سال بدرخرشنى [ 4 ] سوار شده در دو سوى بغداد ندا در داد كه پيروان حنبلى ابو محمد بر بهارى [ 5 ] نبايد دو نفرى با هم در جائى گرد آيند ، گروهى از ايشان را زندانى كرد و خود بر بهارى پنهان شد . انگيزهء اين دستور ، كاوش و پرده‌دريهاى مردم آزار بود كه انجام مىدادند و پى در پى آشوب بر پا مىداشتند . فرمانى نيز از راضى بالله براى حنبليان [ 6 ] بيرون آمد كه نسخهء آن چنين است :

--> [ ( 1 - ) ] M . متن : « اصحاب الدواوين . . . » صاحب ديوان در اينجا به معنى دفتردار است كه زير دست وزير بود ، نه صاحب ديوان بازرسى كه در برابر وزير بوده است ( خ 5 : 62 و خ 9 : 338 . 339 ) . [ ( 2 - ) ] M . متن : و حمل على « شهرى . . . » بر ذون ، بابو . [ ( 3 - ) ] M . متن : و طرح له مصلى . . . [ ( 4 - ) ] M : به سال 322 از سوى راضى فرمانده پليس بغداد شد ( خ 5 : 458 ) . [ ( 5 - ) ] M : براى شناسائى بر بهارى كه ميان بىآلايشى گنوسيسم و زهد قشرى حنبلىگرى جمع كرد . ن . ك . خ 5 : 413 پانوشت . [ ( 6 - ) ] M : چنان كه در پانوشت خ 5 : 82 گفتم ، مدگنوسيسم در ربع اول قرن چهارم رو به افزايش مىرفت . اين اعلاميه راضى خليفه نيز يكى از نشانه‌هاى آن است كه در آن به حنبليان يعنى قشرىترين و سلفىترين سنيان حمله كرده ، از گنوسيسم شيعيان دفاع مىكند .